نوشته هاي شخصي يك روزنامه نگار(وحيداعظمي)

Yahoo Online Status Indicator
ارتباط ما ما
انجمن سایت
نوشته هاي شخصي يك روزنامه نگار(وحيداعظمي)

امروز 

صفحه
1
درباره

 

.در این قسمت هیچ رکوردی وجود ندارد

نویسندگان
(3) وحيد اعظمي
لینکدونی
قالب رایگان
نظرسنجی
جستجو

لوگوی دوستان
 


لوگوی وبلاگ


 
 
ساعت و تقویم
 
خبرنامه

:نام 
:ایمیل 

اضافه حذف

با مشکل بيکاری و مالی پسران برای رفع نيازهای روحی وجسمی وجنسی خود بايد چه کنند

یکشنبه، 2 تیر هزار و سیصد و هشتاد و هفت


این مطلب را دختران بخوانند

اینک میخواهم از مسئله ای بنویسم که به نظرخودم درحال حاضر تبدیل به معضلی شده است .به راستی چرا امروزه اگر دختری کمی موی سرش از روسری بیرون باشد و کمی هم آرایش کرده  وبه خیابان آمده باشد متاسفانه باید مزاحمتهای بسیاری از پسران که با دیدن ارایش این دختر به دنبالش می افتند و یا به متلک پرانی اقدام می کنند را تحمل کند در این مجال و مقال به بحث اینکه آیا ارایش کردن و بیرون بودن موی دختران از روسری هایشان اشتباه است کاری ندارم و به این موضوع میخواهم بپردازم که چرا چشم چرانی و متلک پرانی دربسیاری از پسرها رایج شده است و با دیدن دختری آرایش کرده که موهایش هم کمی بیرون باشد به مزاحمت می پردازند و بعضی فاکتورها در پوشش دختران مانند کوتاهی و چسبان بودن مانتو وروسری نیم وجبی ونواری وغلظت آرایش وزیبا بودن صورت و امثالهم هرچه بیشتر باشد ایجاد مزاحمت برای آن دختر از طرف پسران بیشتر است و این مسئله به نظر بنده نسبت به سالهای قبل و دهه ها و نسلهای پیشتر رشد بسیار فزاینده ای داشته است آیا پسران جوان ونسل جدید امروز از اخلاق و ارزشها فاصله گرفته اند ولی به جرات عرض میکنم که نسلهای جدید پسران که امروز در  رنج و دوره سنی ۱۵ تا ۳۰ سال هستند مانند جوانان نسلهای گذشته هستند و حتی بسیار مظلومتر و اگر دقت کنیم این ایجاد مزاحمتها حتی در مردان بالای ۳۰ سال هم دیده میشود  که علت وجود این مسئله در افراد بالای ۳۰ سال علت و دلیلی سوا از این مسئله در پسران مجرد پریدتا۳۰ ساله دارد که در اینجا میخواهم به بحث درباره افزایش این مسئله در جوانان مجرد ۱۵بپردازم .دنبال آنان برای دوست شدن می افتند گناهی ندارند و ((بقیه در ادامه مطلب)) برای خواندن ادامه این مطلب بر روی  کلمه ادامه مطلب در زیر این نوشته کلیک کنید

بازهم میگویم که پسران مجردی که به ایجاد مزاحمت و متلک پرانی می پردازند و

                                        نوشته وحید اعظمی گلپایگانی


عاشقانه هامان هم شد لایه لایه کردن خودمان و گزارشهامان

پنجشنبه، 30 خرداد هزار و سیصد و هشتاد و هفت


بر دختر بودن خود ببالید

نظریادتون نره واگردیدیدکه بانوشتن ادرس وبلاگتان در قسمت مربوط به آن درصفحه نظرات نظرتان ثبت نمیشود و پیغام استفاده از حروف نامعتبر را میدهدادرس وبلاگتان را درداخل خود نظرتان ودرانتهای نوشته نظرتان تایژ نماییدولی ایمیلتان را درقسمت مربوطه قراردهید نظرثبت میشودالبته ابتداادرس وبلاگتان رادرقسمت مخصوص ان درصفحه نظرات قراردهید واگرنظرتان ثبت نشد ادرس وبلاگتان را در متن نظرتان تایپ کنید چون این مشکل گهگاهی بروز میکند 

زن همچون مرد، تکامل پذیر است و قرآن هر گاه از ارزشهای والای انسانی سخن می گوید، از «زنان» همسان مردان یاد می کند بدان حد که هر دو می توانند به مقامات انسانی و معنوی دست یابند. و مقاماتی همچون: اسلام، ایمان، طاعت، راستگویی، شکیبایی، خداترسی، روزه داری، خویشتن داری و یاد خدا، برای هر زنی قابل دست یابی است. طبیعی است که عمل صالح او نیز همچون مرد، پیامد و ره آوردی این دنیوی و اخروی خواهد داشت:

من عمل صالحاً من ذکر او انثی و هو مؤمن فلنحیینّه حیاة طیبة و لنجزینّهم اجرهم باحسن ما کانوا یعملون؛[1] هر مرد و زن که کاری نیکو انجام دهند، اگر ایمان آورده باشند، زندگی خوش و پاکیزه ای به او خواهیم داد و پاداشی بهتر از کردارشان.

با این مقدمه به طرح «پیام پیامبر به دختران مسلمان»، در چند محور ذیل می‌پردازیم:

بر دختر بودن خود ببالید.

وقتی باور غالب جامعه، «زن» را مایة عار می دانست و از «دختر» نفرت داشت و حتی آن را زنده به گور می ساخت؛ در چنین محیطی، «اسلام» جایگاه انسانی زن را احیاء کرده و او را ریحانه؛ یعنی شاخه گلی ظریف می نامد. یکی از ارمغان های زیبای پیامبر، شخصیت دادن به دختر و زن می باشد. بدان حد که پیامبر صلی الله علیه و آله می فرمود :

ـ دختران، خجسته اند و دوست داشتنی.

ـ بهترین فرزندان شما، دخترانتان می‌باشند.

ـ از خوش قدمی زن، این است که نخستین فرزندش دختر باشد.

ـ دختر خوب، فرزندی است مهربان، مددکار، مونس، با برکت و دور کننده‌ی حسرت.

ـ کسی که دختر دارد، مشمول نصرت و مدد و برکت و آمرزش خدا خواهد بود.

چون به نبی خاتم بشارت دختر می دادند، می‌فرمود:

گلی است که خدا، روزیش می‌دهد و تامین او با خداست.

بر خود ببالید و از آن دسته دخترانی باشید که پیامبر دربارة ایشان فرمود:

چه خوب فرزندانی اند دختران محجوب!

از فرصت ها سود جویید.

فرصت جوانی، یک غنیمت زودگذر است. پس تو را هر لحظه مرگ و رجعتیست. مصطفی فرمود: دنیا ساعتیست.

زندگی کوتاه‌تر از آن است که دست کم گرفته شود. پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله می فرمود :

در قیامت برای هر روز از ایام عمر بندگان، 24 پرونده به تعداد ساعت های شبانه روز، گشوده می شود؛

لحظات زندگی را جدّی بگیرید و فرصت جوانی را دریابید؛ «جوانی» یک نسیم رحمت است.آن گونه که پیامبر صلی الله علیه و آله می فرمود :

«انّ لربّکم فی‌ایام دهرکم نفحات ألا فتعرضوا لها؛ در ایام زندگیتان نسیم‌های رحمتی می‌‌ورزد مراقب باشید خود را در معرض آن قرار دهید.»

حیا را پاس دارید.

«حیا» سرچشمة همة زیبایی هاست و در فقدان حیا، هیچ کار زیبایی انجام نمی شود و هیچ کار زشتی ترک نمی شود. پیامبر صلی الله علیه و آله می‌فرمود:

«الاسلام عریان فلباسه الحیاء؛ اسلام، عریان است و حیا، لباس آن است.»

حیا همان دگرگونی حال و انکسار و دوری گزینی از کار زشت است؛ به خصوص آنکه انسان احساس کند که ناظری او را می‌بیند. و آگاهی و نظارت خداوند، عامل برانگیختن حیا است. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود :

«فاستحیوا الیوم أن یطَّلع الله علی شیء من أمرکم؛ شرم کنید امروز از اینکه خداوند از تمام امور شما، مطلع است.»

بزرگترین سرمایة دختر و زن مسلمان «حیا» است که ثمره ی آن، مهار شهوت و تضمین عفّت او خواهد بود.

درنگ در نوع برخورد موسی علیه السلام  با دختر شعیب علیه السلام و شیوه راه رفتن این دختر که با حیا آمیخته بود، نیز برای شما الهام بخش است.

پوشش مناسب را انتخاب کنید.

پیامبر اسلام بر پوشش زن در مقابل نامحرم و دوری از جلوه گری و خود نمایی اصرار می ورزید و قرآن، همپای توصیه به مردان در دوری از چشم چرانی و رعایت پوشش بدن از نامحرم، به زنان نیز توصیه می کند که دیدگان خود را فرو خوابانند و عفّت پیشه کنند. به دو آیة ذیل دقت کنید:

1. «ای پیامبر! به همسران و دخترانت و زنان مومنان بگو: پوشش های بلند (جلباب) خود را بر خویش فرو افکنند».

2. «به زنان مؤمن بگو: دیدگان خود را فرو خوابانند و عفّت پیشه ساخته، دامن خود ر از بیگانگان بپوشانند و زیور خویش را جز برای شوهران و سایر محارم، آشکار نکنند مگر آنچه پیدا است، و روسری‌های (خُمُر) خویش را به گریبان ها اندازند تا سر و گردن و سینه و گوش‌ها پوشیده باشد، و پاهایشان را به زمین نکوبند تا آنچه از زینت پنهان می‌کنند، معلوم شود».

دربارة این دو آیه، به چند نکته توجه کنید:

الف) جلباب، پوششی چادر مانند، گشاد و پارچه‌ای است و با روسری کوچک و خمار متفاوت است. جلباب همچون مقنعه ها و روسری های بزرگ، سر و همه بدن را می‌پوشانیده است.

و خداوند در آیة نخست با بیان «جلباب»، به پوشاندن سر و گردن و بدن زنان اشاره دارد.

ب) خُمُر، جمع خِمار و به معنای روسری و سر پوش است و خداوند در آیة دوم از دختران و زنان مؤمن خواسته است که به وسیله خمار، سینه و گریبان (جَیب) خود را بپوشانند. مرحوم طبرسی دربارة این آیه می‌نویسد : زنان مدینه،اطراف روسری‌های خود را به پشت سر می‌انداختند و سینه، گردن و گوش‌های آنان آشکار می‌شد. بر اساس این آیة، موظف شدند اطراف روسری خود را به گریبان‌ها بیندازند تا این مواضع نیز مستور باشد.

ابن عباس نیز دربارة تفسیر این آیه می‌گوید : یعنی زن، مو، سینه، دور گردن و زیر گلوی خود را بپوشاند.

ج) قرآن در پاسخ به ضرورت پوشش نیز چنین می فرماید که:

ذلک أدنی أن یعرفن فلا یؤذَین؛ بدین وسیله شناخته می شوند (که دارای اصالت خانوادگی اند) پس با آزار و تعقیب (هوسرانان) رو به رو نمی‌شوند.

د) پیامبر به اسماء فرمود :« اسماء! وقتی زن بالغ شد، شایسته نیست که (در برابر نامحرم) جز صورت و دست‌هایش دیده شوند».

ه) پوشش اسلامی به معنای زندانی کردن و قرار دادن شما پشت پرده و در نتیجه، عدم مشارکت در فعالیت‌های اجتماعی نیست بلکه «پوشش» بدان معناست که شما به عنوان دختر و زنان مومن در معاشرت با مردان، بدن خود را بپوشانید و به جلوه گری و خودنمایی نپردازید و مشارکتتان در فعالیت ها، بر اصول انسانی و اسلامی استوار باشد.

و. بسیاری از جامعه شناسان، حجاب زن را مقتضای طبیعی جامعة بشری معرفی کرده‌اند. مونتسکیو می نویسد:

«قوانین طبیعت حکم می کند زن خوددار باشد؛ زیرا مرد، با تهوّر آفریده شده است و زن، نیروی خودداری بیشتری دارد. بنابراین، تضادّ بین آنها را می توان با «حجاب» از بین برد و بر اساس همین اصل، تمام ملل جهان معتقدند که زنان باید حیا و حجاب داشته باشند».



سوگواران تو امروز خموش‌اند همه
كه دها‌ن‌هاي وقاحت به خروش‌اند همه
گر خموشانه به سوگ تو نشستند رواست
زان كه وحشت‌زده‌ي حشر وحوش‌اند همه
آه ازين قوم ريايي كه درين شهر دو روي
روزها شحنه و شب باده‌فروش‌اند همه
باغ را اين تب روحي به كجا برد كه باز
قمريان از همه سو خانه به دوش‌اند همه
اي هر آن قطره ز آفاق هر آن ابر! بيار
بيشه و باغ به آواز تو گوش‌اند همه
گرچه شد ميكده‌ها بسته و ياران امروز
مهر بر لب زده وز نعره خموش‌اند همه
به وفاي تو كه رندان بلاكش فردا
جز به ياد تو و نام تو ننوشند همه


سنگینی نفسها - پوتین روی حنجر
همسایه‌ي غریب و پشتی که خورده خنجر
باران خون گرم و طوفان پر زبانه
قومی اسیر زنجیر، دشنام و تازیانه
آینده‌ای سیاه و حقی که کس ندیده
فریاد زیر آب و جان به لب رسیده
روحی پر از نشاط و شهباز و رسم شاپور
در انتظار مرگ و قلیان و دود وافور
اعلام حق پرستی، در انتهای مستی
در امتداد ظلمت، ژرفای بت پرستی
پابستن رفیق و بیم از خراش تیشه
گم کردن اصالت، ناموس و اصل و ریشه
یک تن شریف و والا در سایه‌ي قناعت
دیگر به خاک و ذلت، نعمت به رنج طاعت
سرهای روی چوبه، زندانی حقیقت
آبادی خراب و ویرانی و مصیبت
تحریف روز آخر، پاپوش و رنگ حیله
پایان کار ظلمت، آزادی قبیله
***

مردم شهر صف بکشین چن شبه نون گرون شده

آستینا بالا همگی نون حالا نرخ خون شده

صف بکشین گرسنه ها،بیاین که داغه بربری

سرمه چشماتون کنین،چشم و چراغه بربری

درخت سیب و پرتغال درخت آرزوتونه

لقمه صبر و انتظار چند ساله تو گلوتونه

عرض خیابونا ولش،پیاده رو جای شماست

خوب ببینین این ماشینا ماله تماشای شماست

آی آدمای اون بالا،هوا خوبه آفتابی شین

گندمو ارزونش کنین باغ بهشت ارزونی تون

از اون بالا نیگا کنین ما یه کمی پایین تریم

حرفای کاغذی تونا از روی دکه می خریم

روزنومه ها روزنومه ها از نون شب واجب ترند

این وری ها این وری ها نوبتی از هم میبرن

نرخ مصوبت درست،بازی امشبت درست

بالایی جون دوستت داریم،تیپ مرتبت درست

آب می چکه طبق طبق از رو لبا و لوچه ها

فروختنی هر چه که هست مال شما و نوچه ها

آهای شکم قلمبه ها!سفره تونو جم بکنین

از شما خیر نمی رسه شرتونو کم بکنین

گفتنی خیلیه ولی!دعامون آمین نداره

هر جا نشستی خونت بالا وپایین نداره

ما که نشستیم این پایین میون خیل ساده ها

پشت منم سوار بشین عین همه پیاده ها



 

 عاشقانه هامان هم شد لایه لایه کردن خودمان و گزارشهامان

ما که از وقتی آمدیم توی خبر و همه عشقمان شد کار و گزارشهامان و  عاشقانه هامان هم شد لایه لایه کردن خودمان و گزارشها و بعد لایه لایه کردن گزارشها ی خوبی که می دیدیم . بهار هم برایمان شد گزارشهای عاشقانه خبرنگاران عاشقی از نوع .........این هم یک جورش است لابد . اما می دانم که جور دیگرش گاهی دلچسب تر است . عاقبت دار تر است . قابل درک تر است . عمومی تر است . واقعیت دیگری است .........که یادش بخیر . نظر یادتون نره


به امید روزی که گریه ها خنده شوند

پنجشنبه، 30 خرداد هزار و سیصد و هشتاد و هفت


دلم گرفته ازهمه چیزو همه کس تا به حال اینجوری وبه این شدت نبودم که چند روزیه انقدر خسته ودل گرفتم انگاری امید را در درونم خشک کرده اند حال غریبی دارم ،شبهادوست دارم تاصبح بیداربشینم و غصه بخورم ،اخه الان هم نمیدونم چی بنویسم آخه نوشتن هم دل خوش میخواد دل خوشی که انگاری با حال من غریبه است وقتی حال خودم را اینجوری میبینم دلم واسه حال اون جوون کاملا بیکار از یه خانواده فقیر بیشتر میسوزه شاید در این وقتها که حال خوشی ندارم یادگرفتم به افراد سطح پایین جامعه فکر کنم تا از همین چیزهایی هم که خداوند بهم داده شکرگزار باشم و اصلا به افراد سطح بالای جامعه فکر نمیکنم چون برای اونها هم دلم میسوزه که به چیه این دنیا و روزگار دل خوش کرده اند و اینجوری خودشون را جر میدهند که دوتاشون را چهارتا کنند . اری داشتم میگفتم حال غریبی دارم انگاری خستگی و اندوه و تنهایی تمام عالم منو گرفته و دستم به هیچ کاری نمیره و باید برای انجام کارهام خودم خودم را هل بدم ،روزگاربدی شده دنیای بیخودی شده همه انگار یه جورمسخ شدند آره مسخ پول و شکم و زیرشکم ورفاه و فقط خودبینی و......البته هستند در این دنیا و روزگار افرادی که دینشان را به دنیاشان نفروخته اند و از حال بندگان دیگر خدا غافل نیستند ولی باید اقرار کرد که درصد کمتری را نسبت به دنیاخواهان تشکیل میدهند اگر هر کداممان دور و برمان را نگاه کنیم  میتوانیم خیلی از این ادمهای دنیاخواه را ببینیم ،آنهایی  که فقط به فکرخودشان هستند و وقتی هم کارشان ژیش بنده خدایی گیرمیکند چنان چهره مهربان وعزیزی به خود میگیرند و وقتی کارشان انجام شد دیگر خدارا هم بنده نیستند چرا ما انسانها اینطوری شدیم وبه جز فکربه خود سخت به دیگران نگاهی میندازیم چرا زندگی انقدر سخت شده است راستی تابحال شده به این مسئله فکرکنید وحساب کنید که برای هرنفسی که به سینه فرومی کشید وبیرون میدهید یعنی هر یک نفسی که میکشید چقدر برای اینکه بتوانید این نفس بیشتر را بکشید در این دنیا وروزگار امروز باید هزینه بکنید .درسته دوست زیز غذا و خوراکیهایی که میخورید و اجاره مسکن و حتی پول بنزین و تاکسی و تا دارو وهزاران خرج دیگر را در هر ماه حساب کنید و بعد حساب کنید در هر دقیقه چند بار نفس میکشید و بعد همینطور در ساعت و شبانه روز و آخرسر حساب کنید در هر ماه چند بار نفس میکشید و بعد تمام هزینه ها و خرجهایی را که در ماه باید هزینه نمایید تقسیم بر تعداد نفسهایی که در هر ماه میکشید بکنید تا آنوقت بفهمید که هر یک نفس که بیشتر بکشید برایتان چقدر آب میخورد شاید اونوقت قدر خودتان و دیگر بندگان خدا را بیشتر بفهمید البته بعید میدانم که خیلی ها باز بفهمند چون انقدر در مادیات و خیلی چیزهای دیگر دنیا فرو رفته اند که اگر خودشان هم بخواهند چشمهایشان را به روی معنویات زندگی باز کنند باز نمی توانند  و به قول معروف تا بیخ در این لجنزار مادی پرستی دنیا فرورفته اند .بگذریم حال خودم چندوقتیست دیدنیست آری باید بگویم حالم به مانند حال شاعر این شعر وقتی ان را می نگاشته است:


هیچ کس اشکی برای مانریخت        هرکه با ما بود از ما می گریخت


چند روزی هست حالم دیدنیست        حال من از این وآن پرسیدنیست


دیگه واقعا نمیتونم ادامه بدم و بنویسم فقط میدونم که دیگه حالم داره از این دنیا و ظواهر و ظاهرسازیهای آن وظلم آن به هم میخوره ولی میدانم و حس میکنم که امروز بیش از هر زمان دیگر به خدایم و راز ونیاز با آن رحیم نیاز دارم و اینک مطلب کوتاه میکنم تا بر سر سجاده ای که وقتی بازش میکنم حس میکنم پشتوانه ای محکم دارم که صادقانه میتوانم حرفهایم را بگویم بروم وسجاده تنهایی هایم راباز کنم وباخدایم خلوت کنم و سیر در مقابلش گریه کنم و زار بزنم والتماسهایم را به آن قادر التماس کنم


                                                                   به امید روزی که گریه ها خنده شوند. یا علی مدد


                                                                                    وحید اعظمی


روزنامه نگار امروز مسئولیت سنگینی دررابطه بارسالت مطبوعاتی برعهده دارد               وخبرنگارکه به حق اوراستون فقرات نشریات نامیده اند نقش مهمی در اطلاع رسانی دارد و  میتواند عامل جذب دررابطه با روزنامه  وجامعه را کشف کند.گاهی چنین می نماید که         خبرنگار دربه آشوب کشیدن مناطق نقش منفی دارد درحالیکه نقش منفی راهم نمی توان خالی از اهمیت دانست ،چون درکنار هرموضوع مثبت ومنفی تاثیرات اقتصادی ،اجتماعی،فرهنگی، وسیاسی وجوددارد.صدالبته  اغراق درخبر مناسب شخصیت خبرنگاروروزنامه نگارنیست ريا،چون خبرمقدس است واین نوع عملکردها می تواند مسئله سازباشد ،به ویژه درقشر روزنامه خوان وبه اصطلاح مخاطب ،که به طورعمده اطلاع رسانی خود روزنامه رابه میان مردم محروم ومستضعف سوق داده وآنان راعلاقمند به مطالعه نشریه نماید.چون یکی ازترفندهای سریع جهان القاءفکردرداخل خبراست شاید به همین لحاظ بوده که روزنامه را ارتش دوم انقلاب  به حساب آورده اند بدین معنی که در ارتش اول نظامی ها ودر ارتش دوم روزنامه ها صف آرایی کرده وانجام وظیفه می کنند با این تاکید که گاهی قدرت روزنامه ها یعنی ارتش دوم بیشتر از ارتش اول است و اینجاست که آزادی در مطبوعات معنا پیدا می کند.

هشدار که آزادی مطبوعات یعنی رشد وتکامل مفاهیم انسانی که با نفس عماره هیچ ارتباطی ندارد ،چون آزادی اگر انسان را ((آن سان))!نماید آزادی نیست ،پس باید آزادی را در رفع موانع تکامل فضایل انسانی  به کار گرفت ،مثلرفع سلطه سرمایه داری و رفع استثمار محرومان ،نه اینکه آزادی خود سلب کننده حرکت محرومان باشد .دراینجا این نکته را یاد آور می شوم که هدف از انتشار نشریه ارتقاءفرهنگ عمومی ،دادن تحلیل سیاسی،اقتصادی،اجتماعی ،تبلیغ ایدئولوژی اسلامی است وسمبل و الگوی ایدئولوژی اسلامی را در دیدگاه مقام معظم رهبری می توان مرور کرد،تلاش خبرنگار وروزنامه نگار این است که انتقاد گر خوبی باشد ولی نه انتقاد به معنی شورش بلکه از نوع امربه معروف و نهی از منکر ،در انتقاد سالم بیان مشکلات می شود ،چگونگی وعلل ضعف ها ریشه یابی میشود وبا راه حل احتمالی  ویا پیشنهادی همراه است .خبرنگار میداند که سازندگی ها  ومسائل رفاهی دولت در ارتباط با مردم باید به چشم بیاید  وانعکاس خبرها باید چند جانبه باشد ،بدین معنی که نظرات همه عوامل درگیر با رخداد گرفته شود و همه واقعیت را به مخاطب انتقال دهد .خبرنگار از تکیه بر استنباط شخصی  دوری می کند وبنا به مصالح مملکتی این مهم را می شناسد  که خبر نباید با مسائل امنیتی کشور متعارض باشد ،اما درعین حال ((خبر))را افشاگر وروشنگر می داند با پرداخت مستدل ومنطقی ،از اغراق در خبر پرهیز دارد.

خبرنگار به مصداق آیات کریمه قرآن مجید((بشیر))و((نذیر))است وبین مردم ومسئولین به عنوان یک هشدار دهنده عمل میکند وکلام آخر اینکه خبرنگار آشنا به اصول علمی روزنامه نگاری هم خوب می نویسد و هم به فن خود مسلط است ،پس واقعه نگار وتفسیر کننده خوب افکار عمومی می باشد وبه اصول حرفه ای که حاصل تجربه نسلهای گذشته  است احترام میگذارد .مردم نیز به پاس امانت ،صداقت وشجاعت خبرنگار و روزنامه نگار همیشه در کنار اوهستند و نکو می دارند خدمات ارزشمند خبرنگار  را .........

نگاه نقادانه به رویدادها و رخدادهای جامعه در کاهش جرایم و افزایش ثبات و عدالت             اجتماعی جایگاه   ویژه ای را به خود اختصاص می دهد.                     


آرشیو موضوعی
(3) General
آرشیو

پیوندها
گالری عکس

تالار گفتمان

آمار وبلاگ

  


بازديد هاي امروز : 1
بازديد هاي ديروز : 2
بازديد هاي این ماه : 54
كل مطالب : 3
كل بازديد ها : 248
ايجاد صفحه : 0.078125 ثانیه

 

.
چت باکس  
 

RSS

 

.
تمام حقوق مادی و معنوی برای نویسنده محفوظ است.

div class=mbody style="text-align:center"> @ Ljava.mihanblog.com


www.irLearn.com

بهترین کدها و بهترین دانلودها در میلی جون